تجدید نظر
در نحوهی روایت
عنوان شعر
اول : هذیان 2
«دیروز»
نمی دانم در
خوابهای کسی بیدارم
یا وقتی که
خواب بودم
یکنفر به اشتباه
، چشمهای مرا پوشیده
مثل حرفهایی
که برای نگفتن لازم است
نه در عکسها
از خودم دور می شوم
نه در آینه
با تواَم روبرو
با چشمهای
هر کسی که نگاه می کنم
باز هم غریبه
ام
«امروز»
نمی دانم رسیدن
،جاده هایش را از دست داده
یا راه رفتن
از یاد کفشهایم رفته
مثل سکوتی
که برای حرف زدن لازم است
نه آنقدر بی
تقصیرم که پرستیده شوم
نه آنقدر مقصر
که پرسیده
با گوشهای
هر کسی که می شنوم
باز هم غریبه
ام
«فردا»
کاش عشقی بود
تا بساط لب
هایم را جمع کند
یا لبخندی
که
حواس اشکهایم
را پرت
مثل سیبی که
برای خندیدن لازم است
نه آنقدر حقیقت
دارم که پوشیده شوم
نه آنقدر دروغینم
که بر ملا
با لبهای هر
کسی که تقسیم می شوم
باز هم غریبه
ام
علیرضا وطن
پرست
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان مجموعه
اشعار : عطر لیمو
عنوان شعر
اول : هذیان 2
«دیروز»
نمی دانم در
خوابهای کسی بیدارم
یا وقتی که
خواب بودم
یکنفر به اشتباه
، چشمهای مرا پوشیده
مثل حرفهایی
که برای نگفتن لازم است
نه در عکسها
از خودم دور می شوم
نه در آینه
با تواَم روبرو
با چشمهای
هر کسی که نگاه می کنم
باز هم غریبه
ام
«امروز»
نمی دانم رسیدن
،جاده هایش را از دست داده
یا راه رفتن
از یاد کفشهایم رفته
مثل سکوتی
که برای حرف زدن لازم است
نه آنقدر بی
تقصیرم که پرستیده شوم
نه آنقدر مقصر
که پرسیده
با گوشهای
هر کسی که می شنوم
باز هم غریبه
ام
«فردا»
کاش عشقی بود
تا بساط لب
هایم را جمع کند
یا لبخندی
که
حواس اشکهایم
را پرت
مثل سیبی که
برای خندیدن لازم است
نه آنقدر حقیقت
دارم که پوشیده شوم
نه آنقدر دروغینم
که بر ملا
با لبهای هر
کسی که تقسیم می شوم
باز هم غریبه
ام
نقد:
شعر شما سه
فراز دارد که در اولی غریبه با هر چشمی غریبه است و در دومی در هر گوشی غریبه و در
سومی بر هر لبی غریبه اما ببینیم آیا این غربت به تصویر رسیده است یا شاعر بیانیه صادر
میکند در اولی خواب و عکس و آینه عناصری هستند که میتوانستند غربت منظور را به تصویر
بکشند ولی با کمی دقت میبینیم که این عناصر در تصویر نیستند و به تصویر هم نمیروند
و تنها در چند گزارهی خبری اعلام میشوند.
در فراز دوم
جادهها و کفشها و سکوت همان حالت را دارند رفتارشان تنها گزارش میشود به عبارت دیگر
دیده نمیشوند بلکه فقط شنیده میشوند در حالی که در شعر باید عناصر در تصویر خیال
شاعر جان بگیرند اشتباه نشود منظورم این نیست که با آرایهی تشخیص جاندار شوند نه
بلکه در تصویر دیده شوند یعنی تصاویر خیال شما اجرا نشدهاند بلکه گزارش شدهاند مثل
یک گزارش خبری.
در فراز سوم
هم لب و لبخند و اشک و سیب به همان مصیبت دچارند در حالی که فضای خیال شما بخوبی در
مخیله شکل گرفته ولی اجرا نشدهاند و ایراد از نحوهی روایت شماست برای این که این
عیب برطرف شود پیشنهاد میکنم که تصاویر خیالتان را ابتدا باید خودتان ببینید اگر آنچه
را دیدید روایت کردید من خواننده هم با روایت شما به دیدار میرسم ولی اگر خودتان آن
را نبینید انتظار دیدن خوانندهی شعرتان انتظاری بیجاست. پس بهتر آن است در روایت
خود تجدید نظر کنید حیف است شعر خوبی که در مخیلهتان شکل گرفته با روایتی ناقص ویران
شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر