پیامآوری
هنر نیست
عنوان شعر
اول : بستنی هالیوودی
از بس که بستنی
های هالیوودی/
به خوردمان
داده اند/
خلق و خویمان
عوض شده است/
یا مالیخولیای
خوکی-خولی گرفته ایم/
یا جنون گاوی/
عنوان شعر
دوم : ...نیستیم...
نیستیم...
آنکه هستیم/
هستیم...
آنکه نیستیم/
با این حساب
ساده/
صفری /
شبیه بیستیم/
عنوان شعر
سوم : ...حال ساده ی کن...
یا بگذر از
گذشته یا با گذشته تا کن/
یا با خیال
راحت آینده را رها کن/
آرامش تو یعنی
تلفیق این دو معنی/
با حال ساده
ی کن /کن فیکن /به پا کن/
علی نظری سرمازه
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : بستنی هالیوودی
از بس که بستنی
های هالیوودی/
به خوردمان
داده اند/
خلق و خویمان
عوض شده است/
یا مالیخولیای
خوکی-خولی گرفته ایم/
یا جنون گاوی/
عنوان شعر
دوم : ...نیستیم...
نیستیم...
آنکه هستیم/
هستیم...
آنکه نیستیم/
با این حساب
ساده/
صفری /
شبیه بیستیم/
عنوان شعر
سوم : ...حال ساده ی کن...
یا بگذر از
گذشته یا با گذشته تا کن/
یا با خیال
راحت آینده را رها کن/
آرامش تو یعنی
تلفیق این دو معنی/
با حال ساده
ی کن /کن فیکن /به پا کن/
نقد:
دوست عزیز
من برای نوشتن نقد کارهای شما، ناچار شدم تمام آثار پیشین شما که استادان پایگاه، نقد
کردهاند با نقد ایشان مطالعه کنم و مشاهده کردم که در هر قالبی و هر نوعی تجربهای
ارائه کردهاید هر چند بیشتر در قالبهای کلاسیک است اما بیشتر منظوم کردن کلام است
و با این مقدمه بیاییم بر سر بحث خودمان که نقد این سه کار است:
باید توجه
داشته باشید که سرودن شعر هنر است و باید اهل هنر باشی و کار هنر پیامآوری و شعار
دادن نیست حال هر پیام یا شعاری باشد اگر میخواهید فقط حرف بزنید و پیامآوری کنید
در هر زمینهای: اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... باید مقاله بنویسید حتی منظوم کردن یک
مقاله یا یک پیام کوتاه شعر نیست شما در این سه کار نشان دادهاید که نظری هم به شعر
سپید دارید که از لوازم شعر کلاسیک جز خیالانگیزی چیز دیگری ندارد پس منظوم کردن کلام
هم در این عرصه جایی ندارد گرچه در شعر کلاسیک هم نظم و شعر جدا میشود و هر کلام منظومی
را شعر نمیخوانند. آثار شما چه کلاسیک چه نو همه شعار است؛ حرف زدن صرف است شما باید
ماهیت هنری شعر را بشناسید: شعر روایت یک فضای مجازی است که شاعر در مخیلهی خود میآفریند
و روایت آن هم پیامی در بر ندارد به عبارت دیگر شعر به خواننده اندیشه القا نمیکند
بلکه او را به اندیشیدن وامیدارد درست مثل آفرینش خدا در آفریدههای خدا هیچ اندیشهای
فریاد نمیشود بلکه ببیننده را برمیانگیزد به اندیشیدن و هنر هم آفرینش انسان است
و همان ویژگی را دارد به شاهکارهای ادبیات ایران و جهان بنگرید تا ماهیت هنری شعر را
دریابید.
بگذریم شما
حتی در مهارت در قالبهای کلاسیک هم چندان نکوشیدهاید به دو بیتی پایانی که شعار است
توجه کنید وزن بر شما تحمیل شده است و شما را مجبور کرده تلمیحتان به آیهی قرآن را
تغییر دهید و (کن فیکون) را به (کن فیکن) تبدیل کنید که این دیگر حتی قالب کلاسیک هم
نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر