دقت در لحظهی
روایت
عنوان شعر
اول : راه
ما گروه عاشقان
بودیم
و راه
خودش را تنها
بر من نمایان کرد
از میان آبکندی
خشک.
عنوان شعر
دوم : بدون عنوان
اکنون رویا
میبینم
در هفت قدمی
ام ایستاده
و من پیش می
روم.
عنوان شعر
سوم : بدون عنوان
آنجا بود
قاب شده در
نور اول صبح.
پی رد پاها
را گرفتم
و هنوز در
راه ام
شب شد و من
خوابم.
شاعر : یاسر
مروت
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : راه
ما گروه عاشقان
بودیم
و راه
خودش را تنها
بر من نمایان کرد
از میان آبکندی
خشک.
عنوان شعر
دوم : بدون عنوان
اکنون رؤیا
میبینم
در هفت قدمیم
ایستاده
و من پیش میروم.
عنوان شعر
سوم : بدون عنوان
آنجا بود
قاب شده در
نور اول صبح.
پی رد پاها
را گرفتم
و هنوز در
راهم
شب شد و من
خوابم.
نقد:
سه شعر خوب
روان و گویا که هرسه ماهیتی هنری و کاملاً استعاری دارد پیام اولیهی متن که فضا را
برای مخاطب ترسیم میکند بسیار شفاف و روان است به گونهای که خواننده هیچ مشکلی در
برقراری ارتباط ندارد شاید بعضی از منتقدین این روانی و شفافی را عیب شعر بیان کنند
آنان که بیشتر به معما در کلام میاندیشند تا شعر و من باید بگویم شعر هرچه روانتر
و گویاتر کاملتر چونان شعر سعدی در ادبیات کلاسیک که گاهی آنقدر آسان و روان است که
خواننده را به تردید میاندازد که آیا شعر است یا نظم و با کمی تأمل به ژرفای هنری
آن میرسد پس روانی در پیام اولیه شعر حسن بزرگی است که هر شاعری به آن نمیرسد آنچه
که پیچیدگی و ژرفا در شعر مطرح میکنند در بیان نیست بلکه در نگاه است هرچه نگاه شاعر
به هستی پیچیدهتر باشد شعرش عمیقتر میشود نه این که با پیچیدگی در زبان و بیان
-که گهگاه به زبان اجنه میانجامد- بخواهیم ژرفا به شعرمان ببخشیم.
ببینید شاعر
در شعر اول راه عشق را تصویر میکند راهی که از میان عاشقان تنها بر او نموده شده است
ساده و کوتاه و روان راهی که از میان آبکندی خشک میگذرد به انتخاب واژهها در همین
عبارت سه واژهای دقت کنید میان، آبکند و خشک که هر سه گویای راه عشقند بویژه واژهی
(آبکند).
شعر دوم البته
همان روانی را دارد اما به نظر منِ منتقد انتخاب واژگان به دقت اولی نیست واژه (هفت)
در این متن چندان که باید گویا نیست چرا عدد (هفت) و چرا مثلاً (هشت) نباشد هر دلیلی
که شاعر برای انتخاب این واژه داشته باشد گویا نیست چرا که در متن دلیل آن وجود ندارد
مثلاً قداست عدد (هفت) را دلیل بیاورد متن گویای آن نیست و اگر منظور کمیت است که باز
هم گویا نیست کمی یا زیادی هیچ کدام نیست. شاید عامل این انتخاب از متن حذف شده باشد
گهگاهی شاعران حذفهای بیجا دارند توجه داشته باشیم ماهیت این شعر عیبی ندارد تنها
روایت کمی معیوب شده است.
شعر سوم هم
به بیعیبی شعر اول نیست باز هم نقص کوچکی در روایت آن دیده میشود و آن انتخاب صفت
(قاب شده) است که میتوانست مثلاً (ایستاده) باشد تا (پی زدن رد پا) منطقیتر بنماید
باز هم تأکید میکنم اتفاقاً ماهیت سومی قویتر از بقیه است اما روایت اولی از همه
محکمتر است.
دوست عزیز
شما ماهیت شعر را بخوبی درک کردهاید و این موهبت بزرگی است استحکام روایت که مهارت
است کمکمک حاصل میشود با توجه به نقدها و دقت در لحظهی روایت. موفقتر باشید!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر