شاعر یا خبرنگار
عنوان شعر
اول : خواب آزادی
میله های سلولت
را بشمار آزادی را به خواب ببینی .
عنوان شعر
دوم : آخرین دیدار
پیکرش را آوردند
قلبم به احترامش ایستاد .
عنوان شعر
سوم : آرزو
خیلی دویدم
اما
زمین گرد بود
و من به آرزوهایم
نرسیدم
علی برزگری
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : خواب آزادی
میله های سلولت
را بشمار آزادی را به خواب ببینی .
عنوان شعر
دوم : آخرین دیدار
پیکرش را آوردند
قلبم به احترامش ایستاد .
عنوان شعر
سوم : آرزو
خیلی دویدم
اما
زمین گرد بود
و من به آرزوهایم
نرسیدم
نقد:
سه متن بالا
نشان میدهد که نویسنده آن شاعر نیست بلکه خبرنگار است و این جاست که باید تفاوت میان
شعر را با خبر و همچنین تفاوت شاعری را با گزارشگری بخوبی بشناسیم به جملات بالا توجه
کنید چند جملهی خبری کلی:
پیکرش را آوردند
قلبم به احترامش
ایستاد
خیلی دویدم
زمین گرد بود
من به آرزوهایم
نرسیدم
حال ببینیم
چرا از متن اول نیاوردم به متن اول توجه کنید:
میله های سلولت
را بشمار
آزادی را به
خواب ببینی
این دو جمله
خبری نیست شرطی و انشایی است با دو متن بعدی بسیار تفاوت دارد در این متن ابتدا مخاطب
به درون یک سلول زندان میرود چرا که مخاطب جمله یک زندانی است ولی تصویر خیال در همین
جمله میماند چرا که در جملهی بعدی که جزای شرط است جملهی پیشین را هم شرطی میکند:
اگر میلههای
سلولت را بشماری
آزادی را به
خواب میبینی
یا تعبیرهایی
دیگر که البته این متن میتوانست شعر شود اگر آزادی رؤیایی هم تصویر شده بود.
ولی از دو
متن دوم و سوم هیچ چیز دیده نمیشود همه گزارش خبری است همان گونه که یک خبرنگار برای
روزنامه گزارش میکند پیکر شهیدی یا هر کشتهای را آوردند من سکته کردم دو خبر کلی
که نه صحنههای تشییع جنازه دیده میشود و نه صحنهای از سکتهی راوی.
و در متن پایانی
هم نه دویدنی دیده میشود و نه با آرزو نرسیدن در حالی که باید کوشش را دیدنی میکردی
و نرسیدن به آرزو را هم همچنین نه این که خبر بدهید من دویدم و به آرزو نرسیدم و دلیلش
هم گردی زمین بود. اینها همه گزارش هستند چون شنیداری هستند اگر صحنهها اجرا کنید
مانند یک تئاتر آن وقت برای مخاطب دیداری میشوند و شعر آفریده میشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر