۱۴۰۱ شهریور ۱۲, شنبه

شعر دو نسخه‌ای

 

شعر دو نسخه‌ای

 

عنوان شعر اول : دلبسته

 

راه پس ؛ بسته

دست و پاي رفتن ؛ بسته

زبان شكوه ؛ بسته

دل ؛ بسته

چشمهايم ؛ بسته

همه را با هم ، گره زده اي !

 

آه!

كاش

گره كور نمي زدي !

ديگر

براي ابد

ميان دلم حبس شده اي

 

عنوان شعر دوم : تنهايي

 

دست

چشم

و حتي دل !

همه را شسته ام

بارها !

پاك نمي شوي!

تمام تنم

پر از لكه هاي احساس توست !

 

آه !

با من بگو

چرا

با هيچ باراني پاك نمي شوي !؟

 

فاطمه دلخواه

 

نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)

 

عنوان شعر اول : دلبسته

 

راه پس ؛ بسته

دست و پاي رفتن ؛ بسته

زبان شكوه ؛ بسته

دل ؛ بسته

چشمهايم ؛ بسته

همه را با هم ، گره زده اي !

 

آه!

كاش

گره كور نمي زدي !

ديگر

براي ابد

ميان دلم حبس شده اي

 

عنوان شعر دوم : تنهايي

 

دست

چشم

و حتي دل !

همه را شسته ام

بارها !

پاك نمي شوي!

تمام تنم

پر از لكه هاي احساس توست !

 

آه !

با من بگو

چرا

با هيچ باراني پاك نمي شوي !؟

 

نقد:

توجه کنید آنچه را که شما به نگارش درآورده‌اید یک پیام احساسی صرف است که خطاب به یک نفر نوشته شده که تو چنین و چنان کردی اگر بخواهیم این نوشته را نام‌گذاری کنیم یک نامه‌ی گلایه‌آمیز و عاشقانه است البته نامه کوتاه و بی‌اطناب اما همین است که هست این گونه نوشته‌ها شعار احساسی یا اگر شعر هم بنامیم شعر دو نسخه‌ای است یک نسخه برای شاعر و یکی هم برای یارش یا مخاطب خاصش. هر دو متن عین هم است تنها گلایه‌ها متفاوت است.

شعر آفرینش است نه گزارش یا شعار احساسی آفرینش یک فضای خیالی که استعاری باشد به گونه‌ای که خواننده بتواند آن را به تأویل ببرد و با بازسرایی آن به احساسی که دوست دارد برسد که اغلب با احساس انگیزه‌ی شاعر متفاوت است و گاهی حتی مغایر با احساس شاعر.

شاهکارهای جهان را مورد توجه قرار دهید برای مثال «داروگ» نیما یک فضای روایت شده از مزرعه‌ای است که دچار خشک‌سالی است و کشاورز از داروگ می‌پرسد کی باران می‌بارد همین خیلی ساده ولی خواننده این فضا را به همان که دوست دارد تأویل می‌کند مثلاً من خواننده این فضا را تعمیم می‌دهم به فضای کشور که دچار عقب ماندگی است و پرسش از این که ناجی کی می‌آید یا رهایی از این مشکلات کجاست؟ البته این تأویل من است هر خواننده‌ای ممکن است به تأویل خود برود حتی ممکن است یک کشاورز دچار خشک‌سالی شده به تأویل هم نرود چرا که همین فضا را دوست دارد و احساسش در همین فضا به آرامش می‌رسد به چنین متنی شعر می‌گویند ولی اگر احساس صرف خود را بیان کنیم شعار داده‌ایم شعر نگفته‌ایم شما باید فضایی مناسب با احساستان در خیال خلق می‌کردید دقیقاً فضایی که مشابه احساس شما باشد آن وقت آن فضا را روایت می‌کردید تا فضای استعاری خلق شود و شعر متولد گردد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها