۱۴۰۱ شهریور ۱۲, شنبه

کاریکلماتور ویرانگر

 

کاریکلماتور ویرانگر

 

عنوان شعر اول : کشیدن

صدای شکستن بود

بی آن که صدای پای سنگی در میان باشد

شیشه

شیشه

شیشه

شکستی

شکست

و آنقدر سیگار بهمن کشیدی

که تقویم یادش رفت

اسفند را

از زمستان دخترت پاک کند

 

مهدیه رشیدی

 

نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)

عنوان شعر اول : کشیدن

صدای شکستن بود

بی آن که صدای پای سنگی در میان باشد

شیشه

شیشه

شیشه

شکستی

شکست

و آنقدر سیگار بهمن کشیدی

که تقویم یادش رفت

اسفند را

از زمستان دخترت پاک کند

 

نقد:

شعر با زیبایی تصویر و با شگردی زیباتر آغاز می‌شود صدای شکستن شکستنی که با سنگ نیست رفتار ناسازگار بخوبی به تصویر می‌آید و تکرار شیشه که البته ذهن خواننده به نوعی مخدر می‌برد و باز هم بسیار زیبا با تکرار یک واژه هم اعمال به تصویر در می‌آید و هم ماهیت‌ها شکل می‌گیرند اما کاریکلماتور پایانی بهمن و اسفند و زمستان و تقویم آنقدر پر رنگ است که همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و به جرأت می‌توانم بگویم همه چیز و همه‌ی آن زیبایی‌ها را ویران می‌کند و به عبارتی هر چه را که رشته‌ای پنبه می‌کند به گونه‌ای که آن رفتار و آن ماهیت تخدیری تصویر هم نابود می‌شود.

کاریکلماتور یک قالب ادبی سوای شعر است و اگر در شعر بیاید تنها باید آرایه‌ای باشد در خدمت روایت نه آن که خود جانشین روایت شود و فضا را در اختیار بگیرد ما در متون گذشته و حال در شعر نو و کلاسیک کاریکلماتورهای فراوانی داریم که هرجا در خدمت روایتند موفقند و هر جا این گونه عمل کرده‌اند ویرانگرند البته لازم است اشاره کنم اگر نویسنده‌ای به قصد کاریکلماتورنویسی عمل کند ایرادی ندارد ولی اگر در شعر بیاید باید تنها در خدمت روایت باشد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها