شعر یا نقاشی
عنوان شعر
اول : آزادی
پرسیدیم چه
شکلی ست؟
و مادر گفت
: مثل خداست آزادی
ایمان آوردیم
اما
در هر لباسی
که آمد
برادرانم را
کشت ...
گندم بوربور
عنوان شعر
دوم : مرزها
مرزها
یکدیگر را
سخت در آغوش گرفتهاند
اما هزاران
سرباز_وظیفه دارند
نگذارند مهربانی
متولد شود ...
عنوان شعر
سوم : درخت
از شرم عریانی
خودش را به خواب زده
وگرنه
کدام آدم عاقل
باور میکند
تمام زمستان
را بخوابد درخت ...
گندم بوربور
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : آزادی
پرسیدیم چه
شکلی ست؟
و مادر گفت
: مثل خداست آزادی
ایمان آوردیم
اما
در هر لباسی
که آمد
برادرانم را
کشت ...
نقد:
شعر توضیح
یک موضوع نیست هر چند این توضیح بسیار شاعرانه و ادبی باشد شما در این متن آزادی را
به چند شکل مختلف توضیح دادهاید که مثلاً مثل خداست که باید به آن ایمان آورد و این
ایمان کشت و کشتار در پی دارد.
نگاه شما زیباست
اما باید ماهیت هنری شعر را بشناسید. کار هنر آموزش و اثبات نیست که اینها کار علم
است وقتی شما پدیدهای را معرفی میکنید دارید کاری علمی انجام میدهید حال یا به قصد
اثبات یک ادعا یا به قصد آموزش یا هر نیت دیگری در حالی که کار هنر آفریدن است درست
مانند آفرینش خدا با این تفاوت که آفرینش خدا از عدم است و آفرینش انسان دستکاری هستی
ولی ماهیت هر دو یکی است در آفرینش خدا پدیدهها خلق شدهاند نه پیامی دارند و نه اندیشهای
تنها بیننده را به اندیشیدن وا میدارند و آفرینش انسان هم چنین است و این مشکل پیامرسانی
و اما اندیشه معمولاً در هنر شعر اتفاق میافتد چرا که لوازم ارائهی شعر زبان است
و این زبان است که اندیشه را وارد روایت شعر میکند چرا این اتفاق در هنر نقاشی نمیافتد
برای این که لوازم نقاشی بوم است و رنگ که حرف نمیزند تنها تصویر ارائه میکند هنر
شعر هم باید مثل نقاشی باشد چون هنر پیش از زبان و واژگان در مخیلهی هنرمند اتفاق
میافتد.
عنوان شعر
دوم : مرزها
مرزها
یکدیگر را
سخت در آغوش گرفتهاند
اما هزاران
سرباز_وظیفه دارند
نگذارند مهربانی
متولد شود ...
نقد:
این شعر بهتر
از آن بالایی است چرا که درگیر شعار و القاء اندیشه نشده است اما یک تشبیه مضمر آن
را ویران کرده است تشبیهی که شاید خود شاعر هم به آن بیتوجه است توجه کنید در فحوای
کلام (مرز) به (انسان) تشبیه شده است دو مرز به دو انسان یکی مرد و یکی زن که البته
گاهی این همخوابگی منجر به آبستنی میشود و جغرافیای یکی رشد میکند در حالی که از
جغرافیای دیگری کاسته میشود بماند این شوخی بود برای روشن شدن تشبیه مضمر نهفته در
این متن و اما وقتی تشبیه باشد نمیتواند فضای استعاری که ماهیت یک فضای هنری است شکل
بگیرد و تصاویر در همان تشبیه میمانند که آن را به همان توضیح دادن پیشین میبرد.
عنوان شعر
سوم : درخت
از شرم عریانی
خودش را به خواب زده
وگرنه
کدام آدم عاقل
باور میکند
تمام زمستان
را بخوابد درخت ...
نقد:
باید بگویم
دید زیبایی دارید و باید ماهیت هنری شعر را بخوبی بشناسید تا شعرتان بینقص شود شعر
در دو مصراع ابتدای شعر پایان مییابد ادامهی آن توضیح واضحات است و همین توضیح شعر
را ویران میکند چرا کسی باور نکند خواب زمستانی درخت را چرا که درخت هم میتواند موجودی
زنده باشدا مثل خیلی از حیواناتی که به خواب زمستانی میروند ببینید نه تنها توضیح
واضحات ویران کننده است بلکه اشتباه هم هست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر