اطناب ممل
عنوان شعر
اول : تنهایی
یک ماهی در
دریا
یک درخت در
جنگل
یک گور در
قبرستان
چطور می توانست
تنهایی اش را پنهان کند
یک نفر
در جمعیتی
از آدم
انگار روحی
جمعی در قبرستان برای ترساندنم
در جنگل برای
گم شدنم
در دریا برای غرق کردنم
و در جمعیت
برای کم کردنم
وجود داشت
اینگونه که
خودم را جمع
کرده ام از جمع ماهیان مرده در دریا
جمع کرده ام
از جمع درختان قطع شده در جنگل
جمع کرده ام
از جمع جنازه های بی جان در قبرستان
جمع کرده ام
از
خودم را از
گوشه اتاق جمع می کنم
مانند جنینی
نیمه جان
که خودش را
_از ترس تنهایی_در تاریکیِ رحمش
جمع کرده است
از جمعیت مرده ی درونم بیرون می زنم
_با حالتی
سرد و بی روح_
انگار زنی
جنین مرده ای را حامله باشد
حالا
_با همان حالت
سرد و بی روح_
در جمعیت مردم
چشمانت
به دنبال جای خلوتی می گردم
تا در خلوت
خود
به جمعیتی
از خودم که پیش رویت ایستاده فکر کنم
به جمعیت
که تنها مجموعه
ی بزرگی ست از تنهایی
و تنهایی
که عامل تمام
خودکشی های دسته جمعی ست
مهرشاد حسینی
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : تنهایی
یک ماهی در
دریا
یک درخت در
جنگل
یک گور در
قبرستان
چطور می توانست
تنهایی اش را پنهان کند
یک نفر
در جمعیتی
از آدم
انگار روحی
جمعی در قبرستان برای ترساندنم
در جنگل برای
گم شدنم
در دریا برای
غرق کردنم
و در جمعیت
برای کم کردنم
وجود داشت
اینگونه که
خودم را جمع
کرده ام از جمع ماهیان مرده در دریا
جمع کرده ام
از جمع درختان قطع شده در جنگل
جمع کرده ام
از جمع جنازه های بی جان در قبرستان
جمع کرده ام
از
....
خودم را از
گوشه اتاق جمع می کنم
مانند جنینی
نیمه جان
که خودش را
_از ترس تنهایی_در تاریکیِ رحمش
جمع کرده است
از جمعیت مرده
ی درونم بیرون می زنم
_با حالتی
سرد و بی روح_
انگار زنی
جنین مرده
ای را حامله باشد
حالا
_با همان حالت
سرد و بی روح_
در جمعیت مردم
چشمانت
به دنبال جای
خلوتی می گردم
تا در خلوت
خود
به جمعیتی
از خودم که پیش رویت ایستاده فکر کنم
به جمعیت
که تنها مجموعه
ی بزرگی ست از تنهایی
و تنهایی
که عامل تمام
خودکشی های دسته جمعی ست
نقد:
شعر از فراز
دوم متن آغاز میشود:
خودم را از
گوشه اتاق جمع می کنم...
آنچه در مقدمه
میآید گرچه لازم است ولی نه با این اطناب، میخواهید از تنهایی آغاز کنید نیازی نیست
این قدر گسترده آن را توصیف کنید تکرار مکررات است یک بار متن پیشین را بخوانید تنهاییهایی
که در جمعیت است بیان شده بله فقط بیان شده تصویر نشده است سلسلهوار پشت سر هم که
با یک نمونه هم مقصود حاصل میشد این تنهاییهای در جمع، شاید همان فراز اول کافی باشد
البته نه با این بیان در هر حال با یک مقدمهی کوتاه و تصویری شعر از همان جا که اشاره
کردم آغاز میشود و بخوبی ادامه مییابد و به زیبایی هم به پایان میرسد البته اطناب
در تمام متن احساس میشود به نظر میرسد شما مخاطب را دست کم میگیرید در حالی که مخاطب
خود توان بازسرایی تصاویر شما را دارد و تا این کار را نکند به احساسی که دوست دارد
نمیرسد پس جایی هم برای او در نظر بگیرید سفرهای را با غذاهای لذیذ برای او بگسترید
نه این که لقمه جویده در دهان او بگذارید که تهوعآور است اطنابهای شما که اغلب مملند
لطماتی به شعر شما زده است شاید آن مقدمهی کذایی که اشاره کردم هم حاصل همین اطنابها
باشد دوست عزیز مخاطب را دست کم نگیرید در سرایش او را شریک کنید بگذارید از میهمانی
شما لذت ببرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر