۱۴۰۱ شهریور ۱۲, شنبه

شناخت روایت و راوی

 

شناخت روایت و راوی

 

عنوان شعر اول : مرگ یک شعر

یک زن که می میرد

آوازنمی خواند

نمی رقصد

دست هایش کوچک می شود

وشب ها برای خودش قصه نمی گوید

بالش هایش را چوب حراج می زند

وخورشت هایی که برای فردا جا می افتند

 

یک زن که می میرد

پارک ها آنتن نمی دهند

باغچه ها پراز سوسک می شوند

کفاشی ها کفش های دست دوم

و جوراب فروشی ها

جوراب های سوراخ می فروشند

روزنامه فروشی ها تعطیل

دکمه پیراهن آدمها هرروز می افتد

و سقف ها سال هاست با عنکبوت ها کنار آمده اند

اتاق ها هرشب کلیدشان را گم می کنند

ترشی ها نمی رسند

وکسی خنده اش را برای کسی تعریف نمی کند

 

یک زن که می میرد

دست هایش خلوت می شود

گاهی شعر می شود

واشک هایش را با آن پاک می کند

 

یک زن که می میرد

پاهایش را ازدست میدهد

ازباران کوچ می کند

ومردی که هیچوقت به بهشت نمی رسد//

 

عنوان شعر دوم : خالی

خالی

 

عنوان شعر سوم : خالی

خالی

نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)

عنوان مجموعه اشعار : یاس

 

عنوان شعر اول : مرگ یک شعر

یک زن که می میرد

آوازنمی خواند

نمی رقصد

دست هایش کوچک می شود

وشب ها برای خودش قصه نمی گوید

بالش هایش را چوب حراج می زند

وخورشت هایی که برای فردا جا می افتند

 

یک زن که می میرد

پارک ها آنتن نمی دهند

باغچه ها پراز سوسک می شوند

کفاشی ها کفش های دست دوم

و جوراب فروشی ها

جوراب های سوراخ می فروشند

روزنامه فروشی ها تعطیل

دکمه پیراهن آدمها هرروز می افتد

و سقف ها سال هاست با عنکبوت ها کنار آمده اند

اتاق ها هرشب کلیدشان را گم می کنند

ترشی ها نمی رسند

وکسی خنده اش را برای کسی تعریف نمی کند

 

یک زن که می میرد

دست هایش خلوت می شود

گاهی شعر می شود

واشک هایش را با آن پاک می کند

 

یک زن که می میرد

پاهایش را ازدست میدهد

ازباران کوچ می کند

ومردی که هیچوقت به بهشت نمی رسد//

 

معصومه قلی پور

 

نقد این شعر از محمد مستقیمی(راهی)

نقد:

جالب است شعر در مخیله‌ی شما شکل گرفته اما در روایت آن مشکل دارید شما به جای سرودن گزارش کرده‌اید روایت شعر باید به عینیت برسد به عبارت دیگر شعر باید دیده شود نه آن که شنیده شود شما در تمام این گزارش‌ها به یک پیام واضح می‌رسید: «با مردن یک زن همه چیز تعطیل می‌شود» حال اگر به روایت خود عینیت بخشیده بودید و در صحنه مرگ یک زن را تصویر می‌کردید و بعد آنچه را گزارش کرده‌اید اجرا می‌کردید یعنی آواز نخواندن او را نرقصیدن او را و قصه نگفتنش و... آن وقت این شخصیت در شعر شما می‌توانست هر کسی باشد که خواننده شعر شما دوست داشت آن را برگزیند در حالی اکنون تنها مشکلات فقدان یک زن را بیان کرده‌اید نه مرگ او را نه آواز نخواندنش را نه نرقصیدنش را و... من خواننده مشاهده نمی‌کنم.

نتیجه می‌گیریم آنچه در مخیله‌ی شما شکل گرفته می‌توانست با روایتی درست به شعر برسد اگر روایت از شکل گزارشی به اجرا می‌رفت البته ماهیت شعر تنها در روایت خلاصه نمی‌شود ولی ظاهراً مشکل این متن در نحوه روایت است شما باید مطالعاتی در شناخت انواع روایت و راوی داشته باشید مهم‌ترین مشخصه‌ای که در حال حاضر اجمالاً می‌توانم در این مختصر برایتان بیان کنم همان عینیت در روایت است که مهم‌ترین ویژگی روایت شعر است البته این ویژگی در روایت داستان هم هست و تفاوت روایت شعر و داستان مثل عکس و فیلم است روایت شعر یک یا در نهایت چند فرم عکس است در حالی که روایت داستان مفصل و به صورت فیلم است روایت شعر گزینشی و تلگرافی است تنها ضروریات روایت می‌شوند اما هر دو عینیت دارد و به عبارت دیگر دیدنی هستند نه شنیدنی در حالی روایت گزارش تنها شنیدنی است. شما همین روایت را بازسرایی کنید و به آن عینیت ببخشید تا متوجه تفاوت‌ها بشوید.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها