۱۴۰۱ شهریور ۱۲, شنبه

شفافیت زبان

 

شفافیت زبان

 

عنوان شعر اول : بغض

بعضت را قورت بده

موهایت را شانه کن

روسری را دور مچت ببند

کوه باش و قدم بردار

 

اینجا‌ بعضت را نخواهی

روسری می‌کنند

دور سرت می‌ببند

نخواهی

دور دستانت

نخواهی

دور گردنت

نخواهی...

 

موهایت را جمع کن

و بعض سیاهت را به سر‌

خدا هم سیصد و شصت و پنج روز برای تو غمگین است

امروز را بخند

 

عنوان شعر دوم : شعرهای خاک شده

زیباترین شعرهایم را برای تو می‌گویم

بی‌توجه

قدم می‌زنی

و من

شعر‌هایم را روی تک‌تک قبرهای این شهر می‌نویسم

مردگان بیدار می‌شوند

این خیابان

سالهاست با مردگان رژه می‌رود

 

تکه‌های شکسته شده‌ام را

مرده‌ای جمع می‌کند

که سالها پیش

زیباترین شعرش را

برای معشوقش گفته بود!

 

عنوان شعر سوم : صلح

لچک سفید به سر کنی

اما

صلح به خوابت جنگ بیاید

صلح

پرنده‌ی سفیدی

که در قاب روی دیوار می‌سوزد

نفت می‌سوزد

قاب می‌سوزد

کلاس می‌سوزد

ابراهیم کدام آتش شویی

وقتی

قاب به قاب صورت می‌سوزد

 

فاطمه حسینی

 

نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)

 

عنوان شعر اول : بغض

بعضت را قورت بده

موهایت را شانه کن

روسری را دور مچت ببند

کوه باش و قدم بردار

 

اینجا‌ بعضت را نخواهی

روسری می‌کنند

دور سرت می‌ببند

نخواهی

دور دستانت

نخواهی

دور گردنت

نخواهی...

 

موهایت را جمع کن

و بعض سیاهت را به سر‌

خدا هم سیصد و شصت و پنج روز برای تو غمگین است

امروز را بخند

 

عنوان شعر دوم : شعرهای خاک شده

زیباترین شعرهایم را برای تو می‌گویم

بی‌توجه

قدم می‌زنی

و من

شعر‌هایم را روی تک‌تک قبرهای این شهر می‌نویسم

مردگان بیدار می‌شوند

این خیابان

سالهاست با مردگان رژه می‌رود

 

تکه‌های شکسته شده‌ام را

مرده‌ای جمع می‌کند

که سالها پیش

زیباترین شعرش را

برای معشوقش گفته بود!

 

عنوان شعر سوم : صلح

لچک سفید به سر کنی

اما

صلح به خوابت جنگ بیاید

صلح

پرنده‌ی سفیدی

که در قاب روی دیوار می‌سوزد

نفت می‌سوزد

قاب می‌سوزد

کلاس می‌سوزد

ابراهیم کدام آتش شویی

وقتی

قاب به قاب صورت می‌سوزد

 

نقد:

با توجه به سن شما و تجربه‌ی کوتاهی که در سرودن دارید باید بگویم که کارهایتان مرا به شگفتی انداخت زیر بسیار قوی‌تر از سطح انتظار من منتقد بود و شایسته است که در ابتدا به شما تبریک بگویم چرا که ماهیت شعر را می‌شناسید شناختی که خیلی‌ها تا آخر کار هنریشان هم به آن نرسیده‌اند و توصیه می‌کنم قدر آن را بدانید ومواظب باشید درگیر جوها تبلیغاتی و کف زدن‌های آنچنانی نشوید که «کف سالن لیز است» و چه بسیار نقدهایی که کارشناسانه نیست و غیر علمی است و ممکن است شما را به بیراهه ببرد توجه داشته باشید یک متن وقتی شعر است که فضایی را تصویر کند که آن فضا استعاری باشد یعنی فضای شعر بتواند به تأویل خواننده برود و به تعداد خوانندگان خود تأویل و تفسیر داشته باشد به عبارت دیگر یک شعر ناب و عالی شعری است که به تعداد خوانندگانش و حتی بیش از تعداد خوانندگان تأویل بپذیرد و این که می‌گویم بیش از تعداد خوانندگان یعنی این که ممکن یک خواننده در هر بار خواندن با حال و هوای متفاوت به تأویل‌های مختلف برود پس یک شعر خوب حتی بیش از تعداد خوانندگانش معنا دارد و شما این ویژگی را درک کرده‌اید.

لازم است به بعضی از ضعف‌ها که در ماهیت نیست بلکه در زبان و نحوه‌ی روایت شماست اشاره کنم از آن جهت این اشارات را لازم می‌دانم که آفت دیگری که در راه شما قرار دارد باید معرفی کنم و آن غرور است توجه داشته باشید در مقابل نقد‌های شایسته و علمی مقاومت نکنید البته در نقدها تأمل کنید و علمی و غیر علمی بودن آن‌ها تشخیص دهید و از نقدهای ذوقی بپرهیزید البته با منتقدان مقابله نکنید توضیح بدهید و توضیح بخواهید اما ستیزه نکنید تا دهان منتقد به روی شما بسته نگردد چرا که ما به هر مقام و جایگاهی که برسیم از نقد سازنده بی‌نیاز نخواهیم بود و مواظب باشید به دام غرور نیفتید و اما اشارات به ضعف‌ها:

کوه باش و قدم بردار

چون قرار است قدم برداری بهتر است برای مقاوم بودن نماد بهتری از کوه بسازی

اینجا‌ بعضت را نخواهی

این مصراع مبهم است بغضت را نخواهی یعنی چه چرا انسان بغضش را نمی‌خواهد و نخواستن بغض یعنی چه؟ گرچه در متن ممکن است خواننده به مفهوم برسد اما متن خود باید گویا باشد.

موهایت را جمع کن

و بعض سیاهت را به سر‌

حذفی که در مصراع دوم صورت گرفته بی‌جاست بغض سیاهت را به سر: یعنی چه؟

خدا هم سیصد و شصت و پنج روز برای تو غمگین است

این عدد برای چیست چرا 365 این محدودیت برای چیست؟

این خیابان

سالهاست با مردگان رژه می‌رود

ابهامی در این تصویر وجود دارد گرچه مجازی که در این خیابان است گویاست اما مجازی بودن هر واژه باید منطقی داشته باشد والا حقیقی به کار برود بهتر است.

کلاس می‌سوزد

ابراهیم کدام آتش شوی

وقتی

قاب به قاب صورت می‌سوزد

تلمیح ابراهیم غریب است و مصراع آخر هم مبهم است گرچه با اطلاعات خواننده مشکل حل می‌شود ولی متن باید خود گویا باشد.

باز هم به شما تبریک می‌گویم که ماهیت شعر را بخوبی درک می‌کنید.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها