۱۴۰۱ شهریور ۱۲, شنبه

موهبت شناخت ماهیت

 

موهبت شناخت ماهیت

 

عنوان شعر اول : تهوع

در تنم پیچیده ای

درد می کنی

گوش هایم از شنیدنت سنگین شده

چشمانم هم...

لحظه ها از سرم سر ریز مشوند

چشم هایم بالا می آوردشان...

حسی گنگ

مثل گنگی خواب هایم

از درون مچاله ام میکند

 

تهوع پیچیده به جانم

از این همه سیاهی

من آبستنم

آبستن اتفاقی که

منتظر ربودن زندگی

از ضربان های نا منظم قلبم است...

 

عنوان شعر دوم : گورستان زندگان

من همان جنین ناقص متولد شده ام

همچون شعری مرده

تا به این حد نا امید

همین قدر فراموش شده

با کالبدی آکنده از غم

و تهی از آرزو

مست از هزاران اندوه

همچون باد های هرزه

زاییده ی فریاد های شب سکوت

مدفون گورستان زندگان

مرا می شناسی ؟

مرا به یاد اور...

من همان جنین ناقص متولد شده ام

 

عنوان شعر سوم :

ای اولین ستاره ی شب های نا امیدی

تو از کجا طلوع کرده ای؟

از غرب؟!

در پس غم

 

ای مروارید دریای سیاه

تو هیچ گاه در میان ستارگان چشمک زن

گم نخواهی شد

 

امید نا امید من

غروب مکن

در سپیده دمان

از شرق زندگی مان غروب مکن

ای مروارید دریای سیاه

ای اولین ستاره ی شب های نا امیدی

امید نا امید من

 

غروب مکن

از شرق ِ زندگی مان غروب مکن

 

زری کاشانی

 

نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)

 

عنوان شعر اول : تهوع

در تنم پیچیده‌ای

درد می‌کنی

گوش‌هایم از شنیدنت سنگین شده

چشمانم هم...

لحظه‌ها از سرم سر ریز می‌شوند

چشم هایم بالا می‌آوردشان...

حسی گنگ

مثل گنگی خواب‌هایم

از درون مچاله‌ام می‌کند

 

تهوع پیچیده به جانم

از این همه سیاهی

من آبستنم

آبستن اتفاقی که

منتظر ربودن زندگی

از ضربان‌های نا منظم قلبم است...

 

عنوان شعر دوم : گورستان زندگان

من همان جنین ناقص متولد شده‌ام

همچون شعری مرده

تا به این حد ناامید

همین قدر فراموش شده

با کالبدی آکنده از غم

و تهی از آرزو

مست از هزاران اندوه

همچون بادهای هرزه

زاییده ی فریادهای شب سکوت

مدفون گورستان زندگان

مرا می‌شناسی ؟

مرا به یاد اور...

من همان جنین ناقص متولد شده‌ام

 

عنوان شعر سوم :

ای اولین ستاره‌ی شب‌های نا‌امیدی

تو از کجا طلوع کرده‌ای؟

از غرب؟!

در پس غم

.

ای مروارید دریای سیاه

تو هیچ گاه در میان ستارگان چشمک‌زن

گم نخواهی شد

 

امید ناامید من

غروب مکن

در سپیده دمان

از شرق زندگی‌مان غروب مکن

ای مروارید دریای سیاه

ای اولین ستاره‌ی شب‌های نا امیدی

امید ناامید من

غروب مکن

از شرقِ زندگی‌مان غروب مکن

 

نقد:

با آن که تجربه‌ی کمی در سرودن دارید اما ماهیت شعر را بخوبی شناخته‌اید و این مهم کمتر اتفاق می‌افتد که شاعری از همان ابتدا به درک ماهیت برسد هر سه شعر شما فضای استعاری دارد یعنی متن تأویل‌پذیر است نکاتی چند را ضرورت می‌بینم که اشاره کنم در راستای بهتر شدن کارهایتان به ویژه زبان شعرتان چرا که مهم‌ترین ویژگی شعر در هر سه اثر شما دیده می‌شود.

شعر اول بهتر است عنوان نداشته باشد یا اگر عنوانی برایش می‌خواهید باید عنوانتان عقیم‌تر باشد عنوان «تهوع» از همان ابتدا متن را عریان می‌کند و اصلاً نیازی به آن نیست بگذارید خواننده برای احساسی که قرار است به آن برسد تصمیم بگیرد اگر این عنوان بر پیشانی شعرتان نباشد خواننده می‌تواند هر چیز و هرکسی را که دوست دارد به جای مخاطب متن بگذارد و این همان رسالت فضای استعاری است که شما آفریده‌اید آن را محدود نکنید گرچه این عنوان هم تنها محدوده‌ی تأویل را محدود می‌کند و فضای استعاری را ویران نمی‌کند ولی بهتر است نباشد گرچه ممکن بسیاری از خوانندگان به همین تأویل برسند.

در شعر دوم که همان ویژگی یعنی استعاری بودن فضا تصویری را دارد تنها به نظر می‌رسد ابهامی در قسمتی از آن آزار دهنده است که بهتر است قدری شفاف‌تر شود دقت کنید:

مست از هزاران اندوه

همچون بادهای هرزه

زاییده ی فریادهای شب سکوت

مستی بادهای هرزه و همچنین مستی زاییده شب‌های سکوت نامفهوم هستند یا دست کم گنگند.

شعر سوم البته به قوت دو شعر پیشین نیست این گمان را در ذهن خواننده پیش می‌آورد که شاعر گاهی درگیر لفاظی شده است پارادوکس‌هایی که در نگاه اول تصنعی می‌نماید مثل طلوع از غرب گرچه با بعضی تأویل‌ها هم‌خوانی دارد «امید ناامید» و غروب کردن از شرق، غروب کردن در سپیده‌دمان و تکرار این تصاویر پارادوکسی این ذهنیت را به منتقد می‌دهد که شاعر درگیر تصویرسازی‌های تکراری و مبتذل شده است گرچه اغلب نیاز روایت است ولی می‌توانست برای این روایات از شگردهای گونه‌گون بهره بگیرد زیرا توان آن را دارد و همچنین ایهامی که در ترکیب «دریای سیاه» به کار رفته است چون ابهامی دارد که روشن نمی‌شود و ناچار منتقد به سوی این داوری می‌رود که تنها هدف آوردن این ایهام است. در مجموع، کارهای شما درخور ستایشی شایسته است بهتر است در اعتلای زبان شعرتان و گونه‌های روایت مطالعه داشته باشید تا در هر شعر به شگردی تازه برسید و مواظب باشید اظهار نظرهای نابجا و غیر کارشناسانه شما را از آنچه به دست آورده‌اید دور نسازد ماهیت شعر، اصلی است که بسیاری آن را درک نمی‌کنند با این که سال‌هاست قلم می‌زنند قدر این موهبت را بدانید.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها