تضمین شعر
خویش
عنوان شعر
اول : :
برای مازیار
عارفانی
اغلبِ اوقاتِ
تلخت را می ریزی روی صفحه ی کاغذ
شیهه می کشی
بین سطور و به تاخت، تاریخ شعر ورق می زنی
آرام بخواب
که آرام نمی خوابی
از لابلای
هزار اسطوره ی ملی و هزار اتفاقی که مذهب ایمان دارد که اتفاق افتاده است
بالای پیشانی
ات را به باد می سپاری تا نقاشی های قاجار از شعرت بیرون بزند و و دیوارهای فرهنگسرا
را از خیانت هایی که به شعر شده است تابلو آویزان کنی
شمرده ای که
تا حالا چند بار به شعر خیانت شده است در دنیا ؟
اصلن همین
شهسوار خودمان چند شاعر را کشته است؟
چقدر شیهه
که باید از گلوی مادیان های شهر آواز می شد ولی به رختخواب کشیده شد؟
اغلبِ اوقاتِ
تلخت را شیهه می کشی تا کلمات رنگ جنون بگیرند
شیهه می کشی
و مادیان هایی که به سکس فکر می کنند می رمند
شاعر تنها!
آخ که چقدر
تاریخ خواندی و چقدر ادبیات
نقطه برای
تو پایان شعر نیست
نقطه برای
تو آغاز دگرگونی شهر من است
دیارگاهی است
که از پنجره های دوشنبه جهان را رصد می کند
شیهه بکش تا
اسبان شاعر وادار شوند به شعر
شیهه بکش تا
پیشانی ات به باد سپرده شود
محمد ولی وردی
پسندی
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : :
برای مازیار
عارفانی
اغلبِ اوقاتِ
تلخت را می ریزی روی صفحه ی کاغذ
شیهه می کشی
بین سطور و به تاخت، تاریخ شعر ورق می زنی
آرام بخواب
که آرام نمی خوابی
از لابلای
هزار اسطوره ی ملی و هزار اتفاقی که مذهب ایمان دارد که اتفاق افتاده است
بالای پیشانی
ات را به باد می سپاری تا نقاشی های قاجار از شعرت بیرون بزند و و دیوارهای فرهنگسرا
را از خیانت هایی که به شعر شده است تابلو آویزان کنی
شمرده ای که
تا حالا چند بار به شعر خیانت شده است در دنیا ؟
اصلن همین
شهسوار خودمان چند شاعر را کشته است؟
چقدر شیهه
که باید از گلوی مادیان های شهر آواز می شد ولی به رختخواب کشیده شد؟
اغلبِ اوقاتِ
تلخت را شیهه می کشی تا کلمات رنگ جنون بگیرند
شیهه می کشی
و مادیان هایی که به سکس فکر می کنند می رمند
شاعر تنها!
آخ که چقدر
تاریخ خواندی و چقدر ادبیات
نقطه برای
تو پایان شعر نیست
نقطه برای
تو آغاز دگرگونی شهر من است
دیارگاهی است
که از پنجره های دوشنبه جهان را رصد می کند
شیهه بکش تا
اسبان شاعر وادار شوند به شعر
شیهه بکش تا
پیشانی ات به باد سپرده شود
نقد:
اشعاری از
این دست که در پیشانی خود عنوانی دارند و به کسی تقدیم میشوند یا در بزرگداشت کسی
یا در سوگ کسی هستند معمولاً همین ساختار را دارند یعنی متنی زیبا هستند ادیبانه و
پر احساس که عنوان نوشته آن را به شعا تبدیل میکند چرا که همین عنوان تمام تأویلها
را به سوی خود هدایت میکند این گونه اشعار معمولاً از چند شعر خوب کوتاه که در یک
فضای احساسند ولی در فضای خیال متفاوتند تشکیل شده است. این شعر هم همین ساختار را
دارد از درون آن چند شعر ناب میتوان بیرون کشید:
اغلبِ اوقاتِ
تلخت را می ریزی روی صفحه ی کاغذ
شیهه می کشی
بین سطور و به تاخت، تاریخ شعر ورق می زنی
آرام بخواب
که آرام نمی خوابی
***
بالای پیشانی
ات را به باد می سپاری تا نقاشی های قاجار از شعرت بیرون بزند و و دیوارهای فرهنگسرا
را از خیانت هایی که به شعر شده است تابلو آویزان کنی
***
چقدر شیهه
که باید از گلوی مادیان های شهر آواز می شد ولی به رختخواب کشیده شد؟
اغلبِ اوقاتِ
تلخت را شیهه می کشی تا کلمات رنگ جنون بگیرند
شیهه می کشی
و مادیان هایی که به سکس فکر می کنند می رمند
***
و باز هم قطعات
کوتاه زیبا در آن هست پیشنهاد میکنم این اشعار ناب کوتاه را جداگانه ثبت کنید و بگذارید
در شعر بلندتان تضمین کارهای خودتان باشند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر