تکه پاره نوشتن
متن
عنوان شعر
اول : آغاز
هر چیز در
این دنیا آغازی دارد
باران با ابر
شروع می شود،
جنگل با دانه،
روز با آفتاب،
خاطره با سلام،
محبت با محبت،
سفر با رفتن،
تنهایی با
سکوت
و آدمی با
درد هایش
عنوان شعر
دوم : عبور
از تو عبور
می کنم
مثل چراغ زرد
راهنمایی
وقتی نمی دانم
فرصتی یا تهدید
عنوان شعر
سوم : کدام؟
من
گون های دوره
گرد و پر درد صحرا
پرستوی های
بی آشیانه و تا همیشه در راه
برگ های سنگفرش
کوچه، زار و زرد، زیر پا
تو بگو کدام
بی بهانه تر سفر می کنیم؟
راستی کدام
از جان خویش گذر می کنیم؟
من
گلدان نوبرگ
نرگس در تازیانه باد و باران
گربه خیس روی
دیوار همسایه، دوان و دوان
چوبان دشت
که می نالد به نی، از این و از آن
تو بگو کدام
تنها تریم؟
راستی کدام
بی پناه تریم؟
من
نهنگ های بی
نای و نفس، اوفتاده بر ساحل
قایقان بی
ناخدای، در هم شکسته و نشسته بر گل
ماهیان گرفتار
تور صید که می لرزند و می زنند دل
تو بگو کدام
به خاک نشسته تریم؟
راستی کدام
به انتها رسیده تریم؟
علی معتمدی
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : آغاز
هر چیز در
این دنیا آغازی دارد
باران با ابر
شروع می شود،
جنگل با دانه،
روز با آفتاب،
خاطره با سلام،
محبت با محبت،
سفر با رفتن،
تنهایی با
سکوت
و آدمی با
درد هایش
عنوان شعر
دوم : عبور
از تو عبور
می کنم
مثل چراغ زرد
راهنمایی
وقتی نمی دانم
فرصتی یا تهدید
عنوان شعر
سوم : کدام؟
من
گون های دوره
گرد و پر درد صحرا
پرستوی های
بی آشیانه و تا همیشه در راه
برگ های سنگفرش
کوچه، زار و زرد، زیر پا
تو بگو کدام
بی بهانه تر سفر می کنیم؟
راستی کدام
از جان خویش گذر می کنیم؟
من
گلدان نوبرگ
نرگس در تازیانه باد و باران
گربه خیس روی
دیوار همسایه، دوان و دوان
چوبان دشت
که می نالد به نی، از این و از آن
تو بگو کدام
تنها تریم؟
راستی کدام
بی پناه تریم؟
من
نهنگ های بی
نای و نفس، اوفتاده بر ساحل
قایقان بی
ناخدای، در هم شکسته و نشسته بر گل
ماهیان گرفتار
تور صید که می لرزند و می زنند دل
تو بگو کدام
به خاک نشسته تریم؟
راستی کدام
به انتها رسیده تریم؟
نقد:
شعر سخن گفتن
و پیامرسانی نیست اگر مصراعهای شما را پشت سر هم بنویسیم به متنی میرسیم که اندیشههایی
در بر دارد که تازگی هم ندارد گفتههایی است که از این پیش بارها گفته شده است تکه
پاره نوشتن یک متن آن را به شعر تبدیل نمیکند در این سه متن کوتاه تنها شما در متن
سوم میتوانستید به شعر برسید اگر آن را با تشبیه ویران نکرده بودید اگر «تو» به «چراغ
زرد» تشبیه نشده بود و تنها با همان چراغ سخن میگفتید اما تشبیه موجود در عبارت نمیگذارد
فضای استعاری بالقوه شکل بگیرد
متن سوم هم
یک سلسله تشبیهات گونهگون است که ظاهراً میخواهد تنهایی را به تصویر بکشد توجه داشته
باشیم تشبیه در عبارات ادبی برای روشن شدن مطلب به کار میرود و برای ایجاد یک فضای
استعاری باید دو فضای مشابه بیابیم فضای احساسی که از زندگی واقعی ما برانگیخته میشود
«مشبه» است و باید فضایی دیگر که شباهت به فضای واقعی دارد در مخیلهی خود پیدا کنیم
تا «مشبهبه» باشد حال با فرض همین تشبیه بین این دو فضا به روایت فضای دوم یعنی «مشبه
به» بپردازیم بی هیچ اشارهای به فضای مشبه. اگر این گونه عمل کنیم فضایی که روایت
میکنیم یک فضای استعاری میشود که خواننده با تمایلات خویش و احساسهایی که در لحظهی
خوانش در او برانگیخته میشوند به تأویل میرود و تمام واژگان متن به معنایی میرسند
که دریچهی نگاه خواننده بر آنها متصور است و چنین اثری هنر است و شعر و لاغیر.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر