شعر کوتاه
عنوان شعر
اول : 1و2
???? خرداد
فراق:
در خرداد پر
فراق
دیدنت را
دلم تیر می
کشید.
???? پدرم:
هر روز می
بینم
پدرم را
لب برکه ی
تنهایی هایش
با مو های
پوشیده از برف
شبیه قویی
است
پس از مرگِ
جفت.
عنوان شعر
دوم : 3
???? کابوس
رفتنت:
آرام
مثل جوجه از
تخم
سر در می آورم
از زیر پتویم!
نبودنت مرا
از زندگی می ترساند!
همانند همان
جوجه
که از نوازش
های گربه می لرزد!.
عنوان شعر
سوم : 4و5
???? رد قدم
هایت:
رد قدم هایت
را
در کدام کوچه
و خیابان
جا گذاشته
ای
که هم قدم
خیالم نمی شود
???? مومن:
تو را قداست
کدام شعر
مومن کرد
که کافر شده
ای
بر آیه های
شعر ام
سعید فلاحی
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : 1و2
???? خرداد
فراق:
در خرداد پر
فراق
دیدنت را
دلم تیر می
کشید.
نقد:
شعر کوتاه
قالب بسیار جالبی است چرا که خواننده امروزی حوصلهی شعر بلند را ندارد اما در این
قالب آفتی دیده میشود که گاهی برجسته است و آن کاریکلماتور است این متن سه مصراعی
کاریکلماتور است و شعر نیست توجه داشته باشید اساس کاریکلماتور بر یک بازی زبانی که
یک آرایهی لفظی است بنا نهاده میشود و این متن بر بازی زبانی ایست که شما با واژه
(تیر) و ایهام نهفته در آن دارید که اگر آن را از متن حذف کنیم چیزی باقی نمیماند
توجه داشته باشید التذاذ حاصل از این گونه متون لذت هنری نیست لذت بازی است البته کاریکلماتور
در ادبیات ما جای خود را دارد من حدود 500 کاریکلماتور دارم که نیمی از آنها حاصل
سرودن ناقص شعر کوتاه است اینها را از اشعارتان جدا کنید و در مجموعه کاریکلماتورهای
خود یادداشت کنید.
???? پدرم:
هر روز می
بینم
پدرم را
لب برکه ی
تنهایی هایش
با مو های
پوشیده از برف
شبیه قویی
است
پس از مرگِ
جفت.
عنوان شعر
دوم : 3
???? کابوس
رفتنت:
آرام
مثل جوجه از
تخم
سر در می آورم
از زیر پتویم!
نبودنت مرا
از زندگی می ترساند!
همانند همان
جوجه
که از نوازش
های گربه می لرزد!.
نقد:
مشکل دیگری
که شما در این متن با آن روبرو هستید شناخت ماهیت شعر است شعر ماهیتی استعاری دارد
منظورم استعارهی لفظ نیست بلکه کل فضای شعر استعاره است این فضای استعاری در مخیلهی
شما شکل گرفته است اما هنگام روایت عدم توجه شما به ساختار، ویرانگری کرده است کابوس
رفتن یار فضای احساس شماست که ظهور آن مانند سر در آوردن جوجه از تخم است تشبیه ابتدایی
دو فضا یعنی فضای کابوس که مشبه است و فضای تولد جوجه که مشبهبه است برای ایجاد فضای
استعاری اتفاق افتاده پس مشکل کجاست مشکل بیان این تشبیه است که حضور مشبه و مشبهبه
هر دو فضای خیال را ویران میکند به عبارت دیگر وقتی تشبیه باشد دیگر استعارهای در
کار نیست و فضای آفریده شده دیگر هنری و استعاری نیست شما باید همان جوجهی لرزان را
تصویر میکردید نگران آن هم نباشید که خواننده به احساس شما میرسد یا نه چرا که اگر
همهی خوانندگان به احساس شما برسند شما شعر نگفتهاید بلکه شعار دادهاید.
عنوان شعر
سوم : 4و5
???? رد قدم
هایت:
رد قدم هایت
را
در کدام کوچه
و خیابان
جا گذاشته
ای
که هم قدم
خیالم نمی شود
???? مومن:
تو را قداست
کدام شعر
مومن کرد
که کافر شده
ای
بر آیه های
شعر ام
نقد:
مشکل شعر سوم
هم نماندن در فضای خیال کوچه و رد پاها است زیرا شاعر پس از تصویر ناتمام کوچه و خیابان
و رد قدمها درگیر واژهها میشود که تصویر در آنها نیست مؤمن وشعر و کافر که همه
مفهوم هستند و نمیتوانند تصویر در بر داشته باشند و در همین بی تصویری هم متن پایان
مییابد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر