۱۴۰۱ شهریور ۱۴, دوشنبه

شفافیت پیام ابتدایی

 

شفافیت پیام ابتدایی

 

عنوان شعر اول : کامی غلیظ تر

 

پک میزنم به سیگار

کامی غلیظ تر

هربار تکه ای ازمن

در هوا پخش میشود

هیچکس اینگونه

عمرش را به باد نداده است

ابری که میبینی

تکه های من است

که روزی

با دود سيگارم

به آسمان فرار کرده است

 

عنوان شعر دوم : زخم

شعر پنجاه

 

زخم

زودتر از گلوله ها به شهر آمده بود

همچون سربازانی که

به جنگ میرفتند

اما زنده هیچکدامشان برنمی گشت

شلیک های هوایی

درخیابان ها پرسه میزنند

لرزه برجان دیوار ها افتاده

ومردمی که

تکه تکه

درپیاده روها

هرچه بیشتر پیاده میروند

پیاده تر میمیرند

خون های پیاده

ازدست سلاح های سواره میریزد

روز زانو به بغل میگیرد

بغض میکند

ساعت یک بامداد

دیدند

مادر را باد برده است

پدر .....

کودکان زیادی رودخانه شدند

کشتی نوح آمده بود

تاسربازهای زنده

به رمان سیاه گوشه عکس برگردند

 

عنوان شعر سوم : چشم های تو...

شعر بیست وپنجم

 

حواسم

پرت شد

از بام خیالت

بعد حواسم پرت شد که در کجای زندگی دست وپا میزنم

دراشکهاي خودم

یا چشم های تو......

نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)

عنوان شعر اول : کامی غلیظ تر

 

پک میزنم به سیگار

کامی غلیظ تر

هربار تکه ای ازمن

در هوا پخش میشود

هیچکس اینگونه

عمرش را به باد نداده است

ابری که میبینی

تکه های من است

که روزی

با دود سيگارم

به آسمان فرار کرده است

 

سید مبین محمودی

 

نقد این شعر از: محمد مستقیمی(راهی)

نقد:

فرق است میان شعر با روایت ادبی ببینید شما یک متن ساده را که چنین است:

من با سیگار کشیدن خود را نابود می‌کنم

که شما با کنایاتی مثل: تکه شدن و به هوا رفتن، عمر بر باد دادن متن را گسترش داده‌اید این متن هرچه دهم زیبا و ادبی باشد شعر نیست یک متن ادیبانه است چرا که آمیخته به آرایه‌های ادبی است و اما شعر می‌تواند شعر باشد و حتی روایتی ادیبانه هم نداشته باشد متنی ساده و بی‌پیرایه مثل اکثر آثار نیما که اغلب هیچ آرایه‌ای در ان‌نیست یا اگر هم هست یک یا دو تشبیه یا یک کنایه و گهگاهی استعاره ولی همه‌ی آن آثار شعر است چرات که فضایی را توصیف می‌کند که قابل تأویل است و هر خواننده‌ای بنا بر احساس خویش و تمایلات و دیدگاهش آن را به تأویل برده تفسیر می‌کند تأویل و تفسیری که به احساسی خاص می‌انجامد که با احساس اولیه شاعر نه تنها همسان نیست بلکه گاهی با آن مغایرت هم دارد چنین متونی و چنین فضاهای به تصویر رفته‌ای شعر هستند به شعر (به کجا چنین شتابان)‌شفیعی کدکنی توجه کنید ظاهر تصویر گفت‌وگوی گون بانسیم است نسیم مهاجر و گون پای در بند که این ظاهر فضای تصویری است ولی با این فضا هر خواننده‌ای بنا به دیدگاه خودش شعر را تأویل و بازسرایی می‌کند و به احساسی که دوست دارد می‌رسد.

 

عنوان شعر دوم : زخم

شعر پنجاه

 

زخم

زودتر از گلوله ها به شهر آمده بود

همچون سربازانی که

به جنگ میرفتند

اما زنده هیچکدامشان برنمی گشت

شلیک های هوایی

درخیابان ها پرسه میزنند

لرزه برجان دیوار ها افتاده

ومردمی که

تکه تکه

درپیاده روها

هرچه بیشتر پیاده میروند

پیاده تر میمیرند

خون های پیاده

ازدست سلاح های سواره میریزد

روز زانو به بغل میگیرد

بغض میکند

ساعت یک بامداد

دیدند

مادر را باد برده است

پدر .....

کودکان زیادی رودخانه شدند

کشتی نوح آمده بود

تاسربازهای زنده

به رمان سیاه گوشه عکس برگردند

 

نقد:

این متن می‌توانست شعر باشد اگر ابهام‌های آن برطرف می‌شد دقت کنید بعضی از عبارت گنگ و گاهی نامفهوم هستند:

زخم زودتر از گلوله ها به شهر آمده بود

شلیک های هوایی درخیابان ها پرسه میزنند

ومردمی که تکه تکه درپیاده روها هرچه بیشتر پیاده میروند پیاده تر میمیرند

خون های پیاده ازدست سلاح های سواره میریزد

ساعت یک بامداد دیدند مادر را باد برده است

کودکان زیادی رودخانه شدند

کشتی نوح آمده بود تاسربازهای زنده به رمان سیاه گوشه عکس برگردند

این عبارت یا گنگ هستند یا نامفهوم زخم زودتر از گلوله به شهر آمده است دیعنی چگونه و چه اتفاقی افتاده است. شلیک‌های هوایی در خیابان پرسه می‌زنند یعنی چه یعنی در خیابان تیر هوایی شلیک می‌شود یا؟ و مردمی که تکه تکه پیاده می‌روند و پیاده می‌میرند معنای روشنی ندارد. ساعت یک مادر را باد برده است و رودخانه شدن کودکان و کشتی نوح و سربازان زنده این‌ها همه گنگ هستند ممکن است خواننده زور بزند و معنایی بر آن‌ها متبادر کند اما این درست نیست پیام اولیه متن که قرار است تصویر خیال شاعر را بیان کند باید شفاف و روشن باشد و نباید در چم و خم‌های لفاظی مه‌آلود شود مگر این که شاعر به عمد فضا را مه‌آلود کند.

عنوان شعر سوم : چشم های تو...

شعر بیست وپنجم

 

حواسم

پرت شد

از بام خیالت

بعد حواسم پرت شد که در کجای زندگی دست وپا میزنم

دراشکهاي خودم

یا چشم های تو......

 

نقد:

این متن کوتاه که بر اساس یک کنایه و توجه به معنای حقیقی آن یعنی پرت شدن حواس و پرت شدن از جایی و همچنین دست و پا زدن با معنای واقعی شنا کردن که توجه به معنای کنایی کنایات و معنای حقیقی عبارات کنایی ساخته شده است شعر نیست چنین ساخ0تاری در ادبیات ما کاریکلماتور نامیده می‌شود یعنی متنی که بر یک یا چند بازی زبانی شکل گیرد بارها نوشته‌ام که کوتاهترین و زیباترین کاریکلماتور خود واژه‌ی (کاریکلماتور) است.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها