مقایسه روایات
عنوان شعر
اول : امید
هنوز در اتاق
من چراغی هست
که شب را به
هزار سایه قسمت می کند
و در هر دیوارش
عکسی که در آن
یکنفر دری
را پشت سرش نبسته است
چند هوا بالاتر
از جایی که دستم نمی رسد
کشوری دارم
شبیه به هیچ کجای جهان
هربار که باران
می بارد
مرزهایش بزرگتر
می شوند
من اینجا تنها
نیستم
هم صحبتم آینه
ای ست
که اتاقش با
اتاق من تو در توست
و هم اوست
که نیمی از راهم را
و یا لنگه
ی دیگر جورابم را
می یابد
عنوان شعر
دوم : بدرقه
هربار که بر
زمین می ریزد
شکلی تازه
به خود می گیرد
آبی که روی
پای خودش بند نیست
کاش قبل از
آنکه خورشید و زمین
سهم خود را
از تنم بردارند
می دانستم
کدام کاسه
؟ کدام دست؟
پشت سر کدام
مسافر؟
پای مرا به
ورطه ی دنیا کشانده است
عنوان شعر
سوم : جان سخت
گاهی به در
می زد
گاهی به دیوار
گاهی به آب
گاهی به آتش
گاهی به صخره
گاهی به موج
پرنده هرچه
کرد
سایه اش نمرد
مثل من که
هنوز زنده ام
علیرضا وطن
پرست
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : امید
هنوز در اتاق
من چراغی هست
که شب را به
هزار سایه قسمت می کند
و در هر دیوارش
عکسی که در آن
یک نفر دری
را پشت سرش نبسته است
چند هوا بالاتر
از جایی که دستم نمی رسد
کشوری دارم
شبیه به هیچ کجای جهان
هربار که باران
می بارد
مرزهایش بزرگتر
می شوند
من اینجا تنها
نیستم
هم صحبتم آینه
ای ست
که اتاقش با
اتاق من تو در توست
و هم اوست
که نیمی از راهم را
و یا لنگه
ی دیگر جورابم را
می یابد
عنوان شعر
دوم : بدرقه
هربار که بر
زمین می ریزد
شکلی تازه
به خود می گیرد
آبی که روی
پای خودش بند نیست
کاش قبل از
آنکه خورشید و زمین
سهم خود را
از تنم بردارند
می دانستم
کدام کاسه
؟ کدام دست؟
پشت سر کدام
مسافر؟
پای مرا به
ورطه ی دنیا کشانده است
عنوان شعر
سوم : جان سخت
گاهی به در
می زد
گاهی به دیوار
گاهی به آب
گاهی به آتش
گاهی به صخره
گاهی به موج
پرنده هرچه
کرد
سایه اش نمرد
مثل من که
هنوز زنده ام
نقد:
این سه شعر
نمایندگان خوبی هستند برای این که بحثی داشته باشیم در روایت شعر که مهمترین عنصر
در تولد شعر است چرا که شعر قبل از گفتار و پیش از واژه در خیال شاعر به تصور میرود
و این شاعر است که برای ارائه، آن را روایت میکند و روایت اگر نقص داشته باشد آنچه
در خیال شاعر اتفاق افتاده ویران میشود.
دو شعر اول
بخوبی روایت شده است هم اتاق تنهایی شاعر و هم آب پشت سر مسافر که در روایت دومی که
التفات زیبایی دارد و به زیبایی از غیاب به خطاب میرود هر دو روایت بینقص است چون
خواننده آن را میبیند اما در روایت متن سوم چیزی دیده نمیشود بلکه آنچه هست شنیداری
است چرا که روایت گزارشی است و اجرا نشده است. چند جملهی خبری که کلیت را بیان میکند
و در پایان هم ظاهراً این همانی شده است که این همانی نیست بلکه یک تشبیه ویرانگر است
تشبیهی که آمده تا فضای استعاری که میتوانست شکل بگیرد را ویران کند ببینید در خلق
فضای استعاری ما باید تنها از فضای مشبهبه روایت کنیم نه از مشبه یا هر دو گرچه روایت
گزارشی اجازهی شکلگیری فضای استعاری را نداده است برای این که فضای استعاری قبل از
شکلگیری به روایت رفته است یعنی از ابتدا شعر اتفاق نیفتاده تا روایت تصویری باشد
یعنی خانه از پایبست ویران است.
دوست عزیز
شما با مقایسه شعر سوم با دوشعر اول و دوم میتوانید بخوبی به درک ماهیت شعر دست یابید
مؤفق باشید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر