جداسازی کاریکلماتورها
از شعرها
عنوان شعر
اول : حزب باد
در دستِ حزبِ
باد است !
پرچمی که..
به من دست
می تکاند.
عنوان شعر
دوم : مقصر
نمی دانم اوضاع..
شیر تو شیر
است یا خر تو خر ؟!
فقط می دانم..
تقصیر گاوهای
زیادی ست.
عنوان شعر
سوم : خیانت
به کبریتِ
بی خطرِ میهن
خیانت شد
..
به فندکِ چینی
نخ داد
سیگارِ بهمن
!
اخگر کرفکوهی
مرتضی نعمتی
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان مجموعه
اشعار : چامک
عنوان شعر
اول : حزب باد
در دستِ حزبِ
باد است !
پرچمی که..
به من دست
می تکاند.
عنوان شعر
دوم : مقصر
نمی دانم اوضاع..
شیر تو شیر
است یا خر تو خر ؟!
فقط می دانم..
تقصیر گاوهای
زیادی ست.
عنوان شعر
سوم : خیانت
به کبریتِ
بی خطرِ میهن
خیانت شد
..
به فندکِ چینی
نخ داد
سیگارِ بهمن
!
نقد:
جناب اخگر
لازم میدانم در مورد شعر کوتاه یا به پیشنهاد شما چامک اشاراتی داشته باشم درست است
که شعر امروز، کوتاهی را پذیراست و خوانندهی امروزی حوصلهی متون بلند را ندارد اما
هشداری در این قالب شعری لازم است! متأسفانه نمیدانم چرا اغلب چامکسرایان به چنگ
این آفت میافتند از جمله خود من و این آفت کاریکلماتور است بله دوست عزیز اغلب چامکسرایان،
اغلب کاریکلماتور مینویسند به جای شعر و دلیلش هم روشن است هر دو کوتاهند اعتراف کنم
که من مجموعهای دارم که پانصد کاریکلماتور است و اغلب آنها را به جای چامک نوشتهام
و بعداً که قالب کاریکلماتور را بخوبی شناختم آنها را از شعرهایم جدا کردم چرا که
کاریکلماتور در ادبیات ما جایگاه خاصی دارد و ارزش خودش را.
من نمیدانم
که آیا تمام چامکهای شما چنین است یا خیر خودتان با شناخت کاریکلماتور آنها را جدا
کنید این هر سه کاریکلماتور است. حال بهتر است کاریکلماتور را بشناسید. کاریکلماتور
متنی است که اساس و بنیان آن بر یک بازی زبانی یا یک آرایهی ادبی که بیشتر آرایهی
لفظی است نهاده شده البته همهی این سه کاریکلماتور بر پایهی ایهام نهاده شده است
به طوری که اگر این بازی را از متن حذف کنیم متن ویران میشود و چیزی از آن باقی نمیماند.
بهتر است به
آنها موردی اشاره کنیم متن اول بر اساس ایهام موجود در معنای کنایی (حزب باد) و معنای
حقیقی باد نهاده شده که اگر آن را حذف کنیم متن ویران میشود و متن دوم هم بر ایهام
کنایات شیر تو شیر و خر تو خر و گاو و معنای حقیقی آنها بنا نهاده شده که با حذف آنها
همه چیز نابود میشود و متن سوم معانی ایهام در واژگان (میهن و بهمن) پس هر سه متن
کاریکلماتور است و صد البته کاریکلماتورهایی موفق.
توجه داشته
باشید متنی شعر است که وقتی آن را از آرایههای ادبی روایت آن، مبرا کنیم باز هم شعر
باقی بماند زیرا قبل از روایت در فضای خیال شاعر تصویر شده است تصویری که با هر زبانی
قابل روایت است. به عبارت دیگر متنی که با ترجمه ویران شود کاریکلماتور است در حالی
که شعر به هر زبانی قابل ترجمه است و این غلط است که بعضی میگویند شعر ترجمهپذیر
نیست آنچه نمیتوان ترجمه کرد آرایههای لفظی است که زندانی یک زبانند.
پیشنهاد میکنم
کاریکلماتورهایتان را از اشعارتان جدا کنید همان طور که من کردم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر