واژگان لغزندهی
فضای احساس
عنوان شعر
اول : دروغ
ودروغ آمده
است
که بماند
که گرمتر از
خون در
خانه بچرخد.
صورتی باشد
که دهان آینه
را پر کند.
ودستی که از
آستینمان بیرون بیاید
ودکمه های
پیراهنمان را ببندد.
آغوش بازمان
را به خیابان ببرد
کتاب بی قصه
ای ،
که گرگ چوپانش
را خورده ،
وگله اش ازکتاب
بیرون ریخته است.
دروغ را پنهان
میکنیم
در جیبهای
مارکدارمان
در عطرهای
وحشی مان
و درحرفهای
محترمانه.
عادت کرده
ایم
و
خوب کنار می
آییم
هیچ کس سر
راه آن یکی نیست
مهم نیست که
این دروغ رد شود
یا شانه اش
به تاروپودما گیرکند
آنقدر دروغ
بافته ایم
که کارخانه
های نساجی را ورشکست کرده باشیم
وآنقدر دروغ
در آستینها ویقه مان،
کبره بسته
است
که میترسم
از روزی،
که ماشین لباسشویی،
دهان باز کند
وتمام دروغهایمان را بیرون بریزد
فیروزه محمدی
نقد این شعر
از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان شعر
اول : دروغ
ودروغ آمده
است
که بماند
که گرمتر از
خون در
خانه بچرخد.
صورتی باشد
که دهان آینه
را پر کند.
ودستی که از
آستینمان بیرون بیاید
ودکمه های
پیراهنمان را ببندد.
آغوش بازمان
را به خیابان ببرد
کتاب بی قصه
ای ،
که گرگ چوپانش
را خورده ،
وگله اش ازکتاب
بیرون ریخته است.
دروغ را پنهان
میکنیم
در جیبهای
مارکدارمان
در عطرهای
وحشی مان
و درحرفهای
محترمانه.
عادت کرده
ایم
و
خوب کنار می
آییم
هیچ کس سر
راه آن یکی نیست
مهم نیست که
این دروغ رد شود
یا شانه اش
به تاروپودما گیرکند
آنقدر دروغ
بافته ایم
که کارخانه
های نساجی را ورشکست کرده باشیم
وآنقدر دروغ
در آستینها ویقه مان،
کبره بسته
است
که میترسم
از روزی،
که ماشین لباسشویی،
دهان باز کند
وتمام دروغهایمان را بیرون بریزد
نقد:
شاعر در آفرینش
شعر با دو فضا روبروست که باید توجه داشته باشد این دو فضا تنها ارتباطی که با هم دارند
یک شباهت کم یا زیاد است اولی فضای احساس است یعنی همان فضای واقعی که شاعر در آن میزید
و پدیدههای و رفتارهای آنها احساسات او را برمیانگیزند و دوم فضای خیال که فضایی
است که شاعر میآفریند در مقابل فضای احساس خودش و تنها رابطهی این دو فضا همان طور
که اشاره شد شباهت است یعنی فضای خیال یک فضای مجازی استعاری است که شبیه فضای احساس
شاعر است توجه بسیار مهم این است که واژگان توصیفی این دو فضا کاملاً متفاوت هستند
چون دو فضا تنها مشابه هم هستند و شعر، توصیف فضای دوم یعنی فضای خیال است بی آن که
واژهای از فضای احساس بدرون آن بلغزد. حال اگر واژهای از فضای احساس در توصیف فضای
خیال شاعر آمد چه میشود؟ هیچ اتفاقی نمیافتد ظاهرا!ً ولی تمام آنچه شاعر رشته است
پنبه میشود این واژهی لغزنده در فضای خیال «کلید واژه» میشود و متن آفریده شده شاعر
را از شعر به شعار تنزل میدهد یعنی شعری که میتوانست به اندازه مخاطبانش معنا داشته
باشد به یک معنای منظور نظر شاعر محدود میشود.
ما در این
متن با همین مشکل روبرو هستیم فضای احساس شاعر فضای زندگی اوست که به دروغ آمیخته است
و همین دروغین بودن فضای زندگی احساس او را برای سرودن برانگیخته اما اساس متن بر همین
واژهی «دروغ» نهاده شده یعنی واژهای از فضای احساس که اگر شاعر توانستهبود پدیدهای
را بجای آن با پیوند مشابهت پیدا کند یک شعر عالی بینقص داشت توجه داشته باشیم هم
اکنون شاعر میتواند یک پدیدهی دروغین که در آیینه در لباسها و در رفتارهای ما میتواند
جای بگیرد و حضور داشته باشد ولی خود دروغ نباشد بیابد و جایگزین آن کند تا متنش از
شعار به شعر برسد. گاهی واژگان لغزندهی فضای خیال یکی دو بار در متن میآیند ولی در
این متن بارها آمده است من نتوانستم پدیدهای بیابم که پیشنهاد کنم که البته کمی فکر
کردم و بعد منصرف شدم که پیشنهاد من برای نویسندهی این متن توهینآمیز است و مطمئن
هستم خودش بخوبی میتواند آن پدیدهی دروغین را که خود دروغ نباشد و همه جا بتواند
خود را جا بزند پیدا کند و جانشین واژهی «دروغ» در متن کند و شعرش را از این آفت پاک
سازد به امید موفقیت او در این راه البته توجه داشته باشیم که اگر او این توفیق را
به دست آورد از این به بعد ماهیت شعر را بخوبی شناخته است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر