آيينهپردازان
فهرست مطالب
1-پيشگفتار
2-تولّد شعر
3-قالبهاي شعر
4-موسيقي شعر
5-موسيقي شعر سپيد
6-شناخت ماهيت شعر
7-فضا
8-خيال
9-خودآگاه و ناخودآگاه
10-استعارهي كل يا فضاي استعاري
11-ساختار شعر پارسي
12-ترجمهپذيري معيار شناخت ماهيّت شعر
13-ساختار استعارهي كل(فضاي استعاري) در شعر
كلاسيك
14- مادّي كردن فضاي احساس
15-تفاوت شاعران
16- چند شعر براي شعر
پيشگفتار
مدّتهاست مطالبي را كه بيشتر در
نقد شعر نو و ماهيت شعر است در جلسات دوستانه و محافل ادبي مطرح ميكنم و دوستانم
اصرار ميكند كه چرا اين مطالب را كه مورد نياز اكثر جواناني است كه مشتاقند و ميسرايند
امّا متاسّفانه هيچ مرجع و منبعي كه جوابگوي سؤالاتشان باشد وجود ندارد، نمينويسم؟
و همين اصرارها مرا بر آن داشت كه اين مجموعه را به نگارش درآورم.
مطالب اين كتاب حاصل آموختههاي من
در سي سال گذشته است بهاضافهي كند و كاوهاي ذهني كه هميشه خود در لحظات سرودن
درگير آن بودهام. درگيريهايي چون اين كه مثلاً در سرودنهاي كلاسيك اين من نيستم
كه ميسرايم و عواملي چون رديف و قافيه و همنشيني آنها هستند كه دست كم مرا در
سرودن ياري و همراهي ميكنند و همچنين درگيريهاي ذهني كه چرا ادبيات فارسي كمتر
در جهان مطرح است و بررسي تفاوتهاي شعر گذشته با شعر نو و همچنين شعر جهان و
بررسي حالات خود در لحظه سرايش مخصوصاً مواقعي كه از عملكرد ذهن خود راضي بودم و اثر
خلق شده را فقط و فقط كار خود ميدانستم نه كار واژگان و رديفها و قافيهها. اين
تأمّلات و مطالعات و به ويژه آموزشهايي كه در اين چند سال اخير با نوجوانان و
جوانان مستعد داشتم ، اينها همه و همه توانستند اين مطالب را در ذهن من انسجام
بخشند تا جايي امروز من و دوستان به اين نتيجه رسيدهايم كه معيارهاي علمي و
پسنديدهاي براي نقد مخصوصاً در زمينه شعر نو داريم كه نبود آن در محافل ادبي به
شدّت احساس ميشد. بيشتر اين مطالب تجربيات شخصي چه در زمينهي سرودن و چه در
زمينهي نقد است كه همه با آموختهها -آنچه كه با ذهنيّت من سازگار بوده- تطبيق
شده و يك معيار عملي و قابل اجرا پديد آورده است كه اجراي آن نيز چند سالي است كه
در آموزشهايم چه در كلاسهاي هنري و چه در محافل دوستانه امتحان پس داده و كارآيي
خود را به اثبات رسانده است.
براي شناخت ساختار و ماهيت شعر در
اين نوشتار به گونهاي عمل شده كه ابتدا نيازهاي مقدّماتي در هر موضوع براي درك
آنچه مطرح خواهد شد بررسي شده و پس از آن به طرح موضوع و چيستي آن پرداختهام، چون
مباحث با نيازهاي گفتارهاي محفلي پيش آمده ممكن است نظم آن با ساختار نوشتههايي
كه تا به حال ديدهايد متفاوت باشد و خواننده احساس كند كه پس و پيشي در مطالب
ضرورت دارد ممكن است چنين باشد چون چنين احساس را در تنظيم آن داشتم ولي تا آنجا
كه ممكن بود جابجايي صورت گرفت و همچنين اگر گاهي با تكرار بعضي مطالب در حد يكي
دو جمله روبرو شديد آن را به حساب نياز به تكرار آن بگذاريد چون قصد همين بوده است
گرچه اين موارد زياد نيستند.
مسلّم است كه مطالب اين كتاب خالي
از خلل نيست و چنين ادّعايي هم ندارم، نياز آن احساس ميشد و به وجود آمد، براي
تكامل آن از تمام خوانندگان به ويژه اهل فن ياري ميطلبم و با آغوشي باز پذيراي هر
گونه نقد و راهنمايي هستم.
بهار 1388
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر