۱۴۰۱ شهریور ۵, شنبه

شناخت ماهيّت شعر

 شناخت ماهيّت شعر

برگرديم به ماهيّت شعر كه براي شناخت بيشتر لازم است همزمان با تجزيه و تحليل آن به شناخت آفت‌هاي آن نيز بپردازيم كه به دو تاي آن‌ها كه موسيقي و بازي زباني باشد اشاره كرديم.

آفت ديگر شعار است كه ساختاري پيچيده‌تر دارد و آن كلامي است كه در دو فضاي واقعي و احساس خود را نشان مي‌دهد. اين سه پديده، يعني موسيقي و بازي‌هاي زباني و شعار كه سومي حاصل انديشه و احساس است، بالذّات آفت نيستند، جايي آفت مي‌شوند كه جانشين شعر مي‌گردند و پس از شناخت فضاها به آن مي‌پردازيم:

فضا

 فضاها را هم مي‌توان به چهار فضا تقسيم‌بندي كرد:

1-فضاي واقعي: فضايي است كه شاعر در آن زندگي مي‌كند، مي‌بيند، مي‌شنود مي‌چشد، مي‌بويد و لمس مي‌كند. فضايي كه پديده‌هاي خلقت در آن است. عناصر اين فضا انگيزه‌هاي ايجاد فضاي بعدي در شاعر.هستند، اين فضاي درخودآگاه شاعر است.

2-فضاي احساس: فضايي كه انگيزه‌ها در شاعر به وجود مي‌آورند. شاعر با روب‌رو شدن با پديده‌هاي دنياي واقعي به يك احساس مي‌رسد. شاد مي‌شود، غمگين مي‌گردد، مي‌آزرد، عاشق مي‌شود، به نفرت مي‌رسد، مي‌آشوبد و...هر يك از اين احساس‌ها او را به دنيايي مي‌برد كه در فضاي بعد جاي مي‌گيرد. و اين فضاي عبور و انتقال به ناخودآگاه ‌است.با اين كه اين فضا در خودآگاه شاعر است ولي به دليل نزديك بودن و آميختگي آن به ناخودآگاه، بعضي آن را «نيمه خودآگاه» ناميده‌اند كه همين نزديكي آنان را به اين اشتباه كشانده است.

3-فضاي ذهني خيال: دنيايي كه آفريده شاعر است و در اختيار او هر طور كه بخواهد بدان مي‌نگرد، در آن تصرّف مي‌كند و هر چه بخواهد در آن مي‌آفريند. اين جهان تازه آفريده شده در ناخودآگاه اوست. او تا در اين جهان است از خويشتن غافل است و هر پديده‌اي از دنياي واقعي مي‌تواند در اين لحظات اين جهان را ويران كند. آفرينش هاي فضاي اين جهان در حدّ طرح هستند و در ذهن شاعر شكل گرفته‌اند.

4-فضاي عيني خيال: شاعر در اين فضا به آفرينش طرح‌هاي ذهن خود در فضاي قبلي طرّاحي شده‌اند مي‌نشيند و آن‌ها را تجسّم مي‌بخشد. لوازم كار او واژه‌ها هستند و ساختار زبان كه از عناصر دنياي واقعي است. او ناگزير است از زبان استفاده كند ولي از زبان همان دنياي خيالي نه دنياي واقعي ، يعني از زبان ناخودآگاه نه زبان خودآگاه. اگر شاعر با زبان ناخودآگاه به توصيف طرح‌هاي خود تا پايان ادامه دهد كار پايان مي‌يابد امّا اگر زبان ناخودآگاه به زبان خودآگاه برسد شاعر يا به دنياي واقعي بازمي‌گردد و به تجزيه و تحليل خيالات خود مي‌پردازد و نتيجه‌گيري مي‌كند كه در اين جا ديگر شاعر نيست، فيلسوف است، حكيم است معلّم اخلاق است و... و يا به دنياي احساس خود مي‌رود كه از خيال‌ها و آفرينش‌هاي خود دور مي‌شود و به شعار مي‌رسد نه شعر. شاعر و هنرمند تا خيال مي‌روند و دنياي پس از خيال دنياي علم است و فلسفه كه از آنِ شاعر و هنرمند نيست، از آنِ مخاطبين آن‌هاست. بيشتر خراب‌كاري‌ها در شعر از اين جا ناشي مي‌شود آن انديشه‌ي مخرّب هم از همين روزنه وارد مي‌شود. فضاي 3و4 هر دو در ناخودآگاه هستند.

پديده‌ي ديگر كه در اين راستا شناخت آن ضروري است پديده‌ي تخيّل است:


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها