۱۴۰۱ شهریور ۵, شنبه

ساختار استعاره‌ي كل(فضاي استعاري) در شعر كلاسيك

 

ساختار استعاره‌ي كل(فضاي استعاري) در شعر كلاسيك

بارها منقدان به اين نكته اشاره كرده‌اند كه شعر كلاسيك پارسي به ويژه قالب غزل در ارتباط عمودي ضعيف است و گاهي هم در انجمن‌هاي ادبي شنيده شده كه اين نقص غزل را به عنوان يك ويژگي بيان مي‌كنند كه بايد هر بيت غزل سازي جداگانه بنوازد البته فضاي استعاري (استعاره‌ي كل) در قالب‌هاي مثنوي، چارپاره،قطعه و حتّي قصيده معمولاً مشكلي ندارد البته دوبيتي و رباعي به نظر مي‌رسد كم آفت‌ترين قالب در اين محدوده است چرا كه فرصت تاخت و تاز قافيه و رديف نيست كه ذهن سترون شاعر را بارور كند و او را به هيچ‌كجاها ببرد و امّا در قالب غزل، بايد گفت كه معمولاً غزلي كه از ابتدا تا انتها در يك فضاي استعاري باشد، زياد نيست و به ندرت به آن برمي‌خوريم، ناگفته نماند كه در شعر امروز اينگونه غزل بيشتر است.

در غزل معمولاً واحد فضاي استعاري تك بيت است. در يك غزل هشت بيتي گاهي با هشت شعر جداگانه روبروهستيم به شرطي كه هر هشت بيت شعر باشد چون معمولاً يكي دو بيت شعار در فضاي واقعي و يكي دو بينت هم شعار در فضاي احساس و گاهي هم بيتي كاريكلماتور و بقيه هم شعر است و اين مجموعه غزل را مي‌سازد البته اين واحدهاي غيرشعري در قالب‌هاي ديگر هم ديده مي‌شود. گاهي يك مثنوي سراسر كلام حكيمانه‌ي موزون شده است و حتّي يك بيت شعر هم در آن نيست و حتّي آن قالب كم‌آفت رباعي هم از آفت شعارهاي مختلف در امان نبوده‌است.

معيار تشخيص كلام در شعر بودن يا شعار بودن در قالب‌هاي كلاسيك و نو تفاوتي ندارد، اگر فضاي استعاري در خيال شاعر شكل نگيرد آن اتّفاق زباني نمي‌افتد و شعر به وجود نمي‌آيد ديگر فرق نمي‌كند كه چگونه بيان شود: بيان ساده يا بيان موسيقايي، بحث سر اين است كه قالب‌هاي كلاسيك، هم آفت‌پذيرترند، هم آفت‌زاتر البته اين دو پديده معلوم نيست كدام مرغ است و كدام تخم مرغ، از آن جا كه شاعر كلاسيك‌سرا به خاطر ساختار قالب‌هاي كلاسيك به‌ويژه در غزل يك عامل تحريك‌كننده‌ي قوي دارد تا ذهن او را بارور سازد و آن قافيه‌بندي است. همنشيني رديف و قافيه در ساختار شكل گرفته‌ي يك غزل يك فضاي خيالي ايجاد مي‌كند كه هيچ احساسي پشت آن نيست يعني مشبه‌بهي به وجود مي‌آيد بي‌آن كه مشبهي در كار باشد اين است كه بيشتر ابياتي كه اين گونه متولّد شده‌اند در حقيقت خلق فضاي استعاري نمي‌كنند. ذهنيّت شكل گرفته، حاصل اطّلاعات شاعر و توجّه او به واژه‌هاست نه مصداق آن‌ها و اين تمرين آنقدر تكرار مي‌شود كه ملكه‌ي ذهن مي‌گردد به گونه‌اي كه مجموعه‌اي از شاعران قافيه‌بند با يك هنشيني رديف و قافيه‌ي مشترك كه معمولاً در طرح‌هاي انجمني اتّفاق مي‌افتد به تصويرهايي مشترك و همسان مي‌رسند و آنوقت داد و قال كه اين از من است و من زودتر گفته بودم و ديگر جنجال‌ها كه آخرالامر با وساطت استادي به مبحث توارد كشانده شده غائله خاتمه مي‌يابد در حالي كه اگر تصويري باشد كسي جز همنشيني رديف و قافيه خالق آن نيست كه آن هم اگر خوب جست‌وجو شود در آثار گذشتگان بارها به تكرار رسيده است و گاهي اصلاً تصويري در كار نيست همان بازي‌هاي زباني و تناسب‌هاي واژگاني است نه بيشتر البته هستند شاعراني كه از اين تلقيح مصنوعي با توجّه به مصداق واژگان نه خود واژه همان فضاي استعاري مورد انتظار را به كمك واژگان خلق مي‌كنند كه باز هم چون بر مبناي فضاي احساس شكل نگرفته، فضاي استعاري نافص به نظر مي‌‌آيد مگر اين كه شاعر از همنشيني واژگان رديف و قافيه به يك احساس برسد تا مسير طبيعي تولّد يك فضاي استعاري طي شود كه البته اين تولّد را هم حاصل يك تلقيح مصنوعي ناميده‌ايم. اين آفت در ذهن شاعران كلاسيك‌سرا كاري مي‌كند كارستان به طوري كه ديگر قادر نخواهند بود خارج از قالب‌هاي كلاسيك كلامي به زبان آورند و در قالب‌هايي كه قافيه هم چندان دخيل نيست به نوعي ديگر با ايجاد تداعي از واژگان به كار رفته در ابيات قبلي به خلق تصاوير رسيده يا با يادآوري اطّلاعات ادبي و غير ادبي به زير و رو كردن آن‌ها مي‌پردازند و به خيال خود شعر مي‌سرايند در حالي كه مي‌سرانند.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها