۱۴۰۱ شهریور ۱۲, شنبه

تصاویر جزئی

 

تصاویر جزئی

 

عنوان شعر اول : این یک شعر عاشقانه نیست

حرفی نمانده که شعر شود

من زنده ام ؟!

سوالی که میان معاشقه عقربه ها میپرسم

سیلی میزند به خیالم

تپش های آرام قلبم

اما

این یک شعر عاشقانه نیست

تنها

کلماتی بی جانند روی کاغذ

 

عنوان شعر دوم : این یک شعر عاشقانه نیست

حرفی نمانده که شعر شود

من زنده ام ؟!

سوالی که میان معاشقه عقربه ها میپرسم

سیلی میزند به خیالم

تپش های آرام قلبم

اما

این یک شعر عاشقانه نیست

تنها

کلماتی بی جانند روی کاغذ

 

عنوان شعر سوم : این یک شعر عاشقانه نیست

حرفی نمانده که شعر شود

من زنده ام ؟!

سوالی که میان معاشقه عقربه ها میپرسم

سیلی میزند به خیالم

تپش های آرام قلبم

اما

این یک شعر عاشقانه نیست

تنها

کلماتی بی جانند روی کاغذ

 

الهام خوشی

 

نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)

عنوان شعر اول : این یک شعر عاشقانه نیست

حرفی نمانده که شعر شود

من زنده ام ؟!

سوالی که میان معاشقه عقربه ها میپرسم

سیلی میزند به خیالم

تپش های آرام قلبم

اما

این یک شعر عاشقانه نیست

تنها

کلماتی بی جانند روی کاغذ

 

نقد:

همان طور که خودت هم تشخیص داده‌ای این نه تنها یک شعر عاشقانه نیست بلکه شعر هم نیست و همان کلمات بی‌جانند روی کاغذ. توجه داشته باشید بحثی که در پیام برای منتقد نوشته بودید باور درستی است اما نکته این جاست که شعر جوششی باید نه کوششی و اما شعر چیست مهمی است که باید شناخت اگر در نوشته خود توجه کنید تنها یک تصویر جزئی در آن وجود دارد: «معاشقه‌ی عقربه‌ها» همین. دیگر موارد همان کلمات بی‌جانند توجه داشته باشید این تصویر هم جزئی است یعنی یک تصویر معلق در فضا. گمان می‌کنم در ذهن شما بیان صرف یک احساس عاشقانه، شعر عاشقانه می‌سازد شما یک احساس صرف را فریاد کرده‌اید من به این نوع می‌گویم: «شعار احساسی». برای خلق شعر شما باید فضایی مشابه فضای احساس خود خلق کنید و آن وقت به توصیف آن فضای خیالی بپردازید تا شعر خلق شود برای مثال به شعر «زمستان» اخوان توجه کنید احتمالاً فضای احساس اخوان یک فضای خفقان زده و سرد است که با تصویری از زمستان آن را به شعر در می‌آورد و به گونه‌ایست که هر خواننده بنا به خواسته‌ها و امیال خود به تفسیر آن می‌پردازد که من آن را به« فضای خفقان زده» تفسیر کردم البته ممکن است فضای احساس اخوان با فضای تفسیری من مشابه باشد اما نمی‌توان سوگند خورد که قطعاً فضای احساس شاعر هم همین است. اگر فضای توصیفی شما در شعر از این دست باشد شعر متولد شده است و لاغیر.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روایت یا لفاظی

  روایت یا لفاظی     عنوان مجموعه اشعار : ... عنوان شعر اول : باران بعد از باران هر کدام از ما یک نفر را می‌خوابانیم در گل گ...

بازدیدها